نرگیس‌جار (موسیقی مازندران)

  • 160,000 ریال

  • هزینه پستی : 150,000 ریال

  • موجودی: در انبار

نرگیس‌جار (موسیقی مازندران)
شماره سی دی: [257]
تاریخ انتشار: [20/05/1387]
خواننده و سرپرست گروه: ابوالحسن خوشرو

کمانچه: عبدالله خوشرو
لله‌وا: ابوالحسن خوشرو٬ حمیدرضا طالبی
سه‌تار: نورعلی رمضانی
دوتار٬ نقاره: رجب رمضانی
کمانچه‌بم: قاسم رمضانی
نی: مهرداد نیک‌رفتار
دف: جمشید نیکوزاد


ابوالحسن خرشرو ، در سال ۱۳۲۵ در شهرستان قائم‏شهر متولد شده و فارغ‏التحصيل انستيتو امور هنرى تهران است. از دوران كودكى و نوجوانى، تحت تأثير تشويق خانواده، شيفته‏ى موسيقى فولكلوريك زادگاه خود مازندران شد و از همان سالها به فراگيرى و نواختن سازهاى بادى فلوت و نى و سازهاى كوبه‏اى تمبك و نقاره پرداخت. خوشرو با الهام از شيوه‏ى اساتيد محلى، زمزمه‏ى كتولى، ليلى‏جان، اميرى و طالبا را تجربه كرد و به خواندن آواز روى آورد و اكنون يكى از خوانندگان و نوازندگان انگشت‏شمار و معروف موسيقى محلى مازندران است. وى علاوه بر اجراى كنسرت‏هاى متعدد، در اجراهاى چندين نوار كاست موسيقى محلى مازندران نقش فعال داشته است.

ويژگى‏هاى موسيقى مازندران

محدوده‏ى فرهنگ موسيقايى مازندرانى را مى‏توان از غرب تا رامسر و از شرق تا حوالى كردكوى دانست. در اين محدوده، ناحيه‏ى مركزى، از سارى تا حوالى نور، ويژگى‏هاى خالص موسيقى مازندرانى را به نمايش مى‏گذارد. در نواحى دوسوى اين هسته‏ى مركزى، كه خبرگان منطقه آنها را نواحى شرقى و غربى مى‏نامند، به ترتيب شاهد تأثيرات خراسان و تركمن‏صحرا، براى يكى، و گيلان، براى ديگرى، مى‏شويم. در ضمن، به نظر مى‏رسد كه اين تقسيم‏بندى به يك اندازه براى جلگه و كوهستان معتبر باشد. موسيقى آوازى به‏طور سنتى، به‏ويژه در مركز و غرب، بدون همراهى ساز اجرا مى‏شود. بااين‏حال امكان همراهى توسط لَله‏وا يا كمانچه منتفى نيست. در شرق، دوتار نيز نقش همراهى‏كننده را به‏عهده مى‏گيرد. آوازهاى شاخص مازندران عبارتند از: اميرى، كتولى، كِله‏حال، طالبا، نجما و حقانى (نم). در غرب وَلگه‏سرى جاى كتولى را مى‏گيرد و در شرق هرايى نيز به رپرتوآر اصلى اضافه مى‏شود. همه‏ى اين آوازها، غير از طالبا با وزن آزادند و معمولاً به‏صورت زوجى به‏هم پيوند مى‏خورند: اميرى طالبا، نجما حقانى و كتولى كِله‏حال. در ضمن، كتولى، چه به‏صورت منفرد و چه به‏صورت زوج اخير، عموماً با يك مجموعه از كيجاجان‏ها، كه ترانه‏هاى كوتاه و موزون‏اند جفت مى‏شود. غير از اينها، مجموعه‏ى ديگرى از آوازهاى روايىِ موزون با مضامينِ تاريخى حماسى وجود دارد كه خبرگان منطقه آنها را سوت مى‏نامند. اشعار آوازهاى مازندرانى اساساً هجايى‏اند و از قوانين عروض كلاسيك پيروى نمى‏كنند. بعضى از آوازها، مثل نجما، حقانى و هرايى، كه ريشه‏ى غيرمازندرانى دارند، روى اشعار فارسى، و طبعاً عروضى، خوانده مى‏شوند. ذهنيت موسيقايى در مازندران، همچون احتمالاً در همه‏ى نواحى ايران، با مفهوم مقام، به‏عنوان ابزارى براى دسته‏بندى قطعات مختلف در واحدهاى مُدالِ معين، بيگانه است. همه‏ى آوازها و قطعات براساس معيارهاى ملوديك از هم مجزا مى‏شوند و نه مُدال. حتا در اينجا، برخلاف بعضى از نواحى ايران كه همين تقسيم‏بندى‏هاى مبتنى بر معيارهاى ملوديك با استفاده، و گاه سوءاستفاده، از واژه‏ى مقام صورت مى‏گيرد، اين اصطلاح اساساً كاربردى ندارد؛ هرچند در بعضى از مناطق شرق ترانه‏هاى موزونِ كوتاه ريزمِقوم (ريزمقام) ناميده مى‏شوند. به‏هرحال، موسيقى‏شناس مى‏تواند يك اِشِل كلى در مازندران تشخيص دهد كه با اِشِلِ كلىِ شور در موسيقى كلاسيك ايران شباهت‏هاى بسيار دارد. مُدهاى نسبتاً متنوعى كه، به‏ويژه در شرق به آنها برمى‏خوريم، از تغيير در سلسله‏مراتب درجات اِشِل مذكور ناشى مى‏شود.

محصولات مرتبط